خرید بک لینک

دیشب خواب دیدم،خواب یک آدم قدیمی،یک رابطه قدیمی که سالها بود دیگر ابعاد ریز و درستش را فراموش کرده بودم...رابطه ای که خوب میدانم چرا شکل گرفت و چرا ادامه دار شد و چرا تمام شد اما هنوز بعد از این همه زمان طولانی هیچ اسمی برایش ندارم...از آن رابطه هایی بود که در هیچ طبقهبندی کلیشه ای شکل نمیگرفت...

من آدم های زیادی را دیدم، روابط عجیب غریب،پیچیده و ساده ای را از سر گذراندم.مجازی و واقعی ولی امروز که اینجا نشسته ام و دوباره پناه آورده ام به صفحه سفید وبلاگ قدیمی و کهنه و خاک گرفته ام تقریبا تمام رابطه های واقعی قدیمی را از بیخ و بن کنده و دور انداخته ام...همین یکی دو تا دوست قدیمی از این صفحه قدیمی ما را بس...دنیای بزرگسالی دوستی های تازه میخواهد روابط تازه با قاعده های تازه...اینجا در این دنیای بزگسالی هیچ دوستی ای از «میشه این زنگ کنار تو بشینم» و «سلام،من حالم بده بیا باهم حرف بزنیم» شروع نمیشه... هنوز رسم دوستی های بزرگسالی رو یاد نگرفتم اما چند وقت دیگه میام و اینجا مینویسم که این روابط چطوری شروع میشن و چطوری ادامه پیدا میکنن...

شاید دوباره اینجا نوشتم...اگر کسی بخواند.

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 15:26

صفحه بندی