یک جایی همین اطراف عشق رو گم کرده ام...
و شاید عشق یک تب تند فریبنده ی یک عصر بارانی بود...
شاید سراب...
و شاید بهانه ای بود برای دمی بیشتر نفس کشیدن...
دوباره برای هر نفسم دنبال بهانه میگردم.
دوباره؟
چه زود دوباره همه چیز رنگ همیشگی به خود گرفت...
آه از این جمله های بی سر و ته.
قلم هم دیگر همراه من نیست.
برچسب:
نویسنده: علی اکبری