خرید بک لینک

همین من که ادعای استقلال و تنهیی مفرطم میشه و بلدم با تنهاییم قشنگ حال کنم بعد دو روز تنهایی و اور تینکینگ به چیزایی که حتی با تلاش هم درست نمیشه چون مقدار زیادیش دست ما نیست نگاهمو دوختم به مانیتور و درس نمیخونم که چی؟ که سگ سیاه دوباره داره دست میندازه دور گردنم و اینکه وقتی یه قراره 5 نفره از پیش تعیین شده است و یهو بهت زنگ میزنن که ما 4 تا داریم میریم و تو هم میای یا نه حسابی حالمو بهم میریزه تو این 6 سال کاملا متوجه شدم که نمیشه رو رفاقت های دانشگاه هیچ حسابی باز کرد مطلقا هیچ حسابی اما هر دفعه شوک میشم و دلخور.

هورمون ها نقش مهمی رو تو زندگی همه ی انسانه ها بازی میکنن مخصوصا هورمون های جنسی!

میتونن تو رو از اوج خوشحالی به زیر خط بدبختی بیارن و تو حتی دلت نخواد نفس بکشی...

خب واقعیت اینه که برعکسش هم هست که از مبحث ما خارجه و چیزی درباره اش نمیگم.

هوم...نمیدونم چرا اینارو اینجا میگم اصلا!

دلم میخواد یه پزشک خوب بشم یه دختر خوب باشم و جدیدا یه پارتنر عاطفی خوب ولی خب تقریبا تو همش معمولیم... وخسته ام از معمولی بود.همین.

شاید مسخره به نظر بیاد ولی همون هورمون های لعنتی بالا میتونن کاری کنن که دو روز مونده به امتحان ارتوپدی از صبح استرس بگیری که من غذا پختن حرفه ای بلد نیستم.همینقدر مسخره و بیخود و بی جهت!!!!

pms خر است.

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:53

صفحه بندی