وقتی تو کارگاه فیلم،انجیل به روایت متی از پازولینی کاگردان مارکسیسم دو آتیشه رو میدیدیم و میدیدم چقدر وفادارنه به متن انجیل مسیح رو ساخته و من که به واسطه ی تعالیم شدید خانوادگی تصویر نسبتا دقیقی از مسیحی داشتم که اسلام اراوه میده به نظرم در عین تناقضی که همه اذععان میکنن بلکه پازولینی مذهب رو حقیقتا درک کرده و خودش هم حتی میدونه اگر مارکسیسم رو لخت کنی و دو عنصر مهم جامعه و تاریخ رو از مارکسیسم و مسیحیت و اسلام بگیری میبینی که هر سه در باطن حرف یکسانی میزنن و این چیز عجیبی نیست و به نظرمن اصل تحریف هر تفکر یعنی همین که یک تفکر هویت جامعه ای رو به خودش اضاف کنه که توش متولد شده و در طی گذشت زمان حواشی و شاخ و برگاش رنگ آدمهای معتقد به اون مکتب رو بگیرن و در صدد انحطاط بربیان چیزی که ما تقریبا در تمام مکاتب مطرح دنیا دیدیم.
راستش وقتی داشتم برمیگشتم از کارگاه داشتم فکر میکردم کاش فلسفه کمک میکرد شمشیرهامونو از زمین برداریم و به سمت آدم بدها بشتابیم بجای اینکه اینقدر همدیگرو زخمی کنیم...
برچسب:
نویسنده: علی اکبری