خرید بک لینک
ویرجینیا وولف در کتاب بررسی از مرجع اتاقی طبق کپی رایت از آن خود شروع میکند به ورق زدن کتاب های انگشت شماری که زنان تا آن زمان نوشته اند و حتی برگ زدن کتاب های زیادی که مردان درباره ی زنان نوشته اند و به نتایج عجیبی میرسد که اگر میخواهید بدانید زحمت خواندن کتاب بر دوشتان می افتد اما چیزی که میخواهم اینجا بنویسم درباره ی چند صفحه ی انتهایی کتاب است آنجا که وولف به این نتیجه میرسد که شاید ذهن هم یک موجودیت زنانه_مردانه دارد و به تبع شرایط و خیلی چیزهای دیگر در هر فرد قسمتی از آن قویتر عمل میکند و گاهی مردانی بودند که قسمت زنانه مغزشان را خاموش کردند و خب چیزی که نوشته اند بی روح و به قول خود وولف همان جا بی جان بر زمین افتاده است.

بعد از خواندن کتاب با تمام تفکراتی که در همین سالهای کم زندگیم داشته ام درباره ی زنان و تلخکامی هایشان ،جنگیدن برای تصحیح این باور در جامعه ی کوچک پیرامونم که توانایی زنان کمتر از مردان نیست بلکه فقط میدان عمل همیشه در تمام اعصار به طرق مختلف برای زنان بسته و محدود بوده است،فکر کردم در این سالها که ما حق رای داریم، کم و بیش دخترانمان را زنده به گور نمیکنیم،در خیلی از زمینه های کاری و علمی زنان فعالیت میکنند و در بسیاری موارد گوی سبقت را از مردان هم گرفته اند چقدر و تا چه اندازه قسمت زنانه مغزمان را خاموش کرده ایم که در میدانی نا برابر در کنار مردان بایستیم؟ چقدر از لطافت روحی زنانه مان را کشتیم تا کلاه ایمنی سر کنیم و در کارخانه ها در کنار سد ها در سرما و گرما بایستیم؟ یا دستکش پوشیده ایم و در اتاق عمل ها حاضر شدیم ساعت ها ایستاده ایم بی خوابی کشیده ایم درس خوانده ایم کارهای سنگین و سبک انجام دادیم و گاهی بار همه ی مسئولیت های زندگی را تواما کشیده ایم تا به دنیا ثابت کنیم، میتوانیم!!!

دلم میخواهد روزی برسیم به نقطه ای که برای ثابت کردن خودمان به دنیا پا روی احساس و لطافت عمیق زنانگی مان نگذاریم دلم میخواهد هر کاری که دوست داریم و در آن موفق هستیم انجام دهیم بدون آنکه سایه ی زشت نتوانستن از جانب اطرافیان روی سرمان باشد.

چیز دیگری که این روزها عجیب آزارم میدهد تلاش بی وقفه ی دختران و زنان اطرافم برای دوست داشته شدن،جذاب شدن و زیبا شدن است.

راستش عجیب آزار میبینم که گروه زیادی از دختران اطرافم رنج عمل،بیهوشی،درد های فراوان بعدش را به جان میخرند برای اندکی زیبا شدن. اینکه ورزش را نه برای سلامت روح و جسم و فقط برای لاغر شدن و زیبا شدن تلقی میکنند اینکه در تمام جمع های زنانه بحث حول محور وسایل آرایش انواع رژیم ها و برند آخرین جواهراتشان میچرخد و راستش این بحث ها مربوط به گروه خاصی از زنان جامعه نیست اعم از تحصیل کرده،روشنفکر(!) دارای هر سطحی از وضعیت مالی،مدرک تحصیلی و وضعیت فرهنگی این دغدغه های ردیف اولشان است.

زیبایی،سلامتی و جذابیت هیچ کجا برای هیچ جنسیت یا گروهی نهی شده نیست اما اینکه تمام دغدغه های آدمی پیرو این محور بچرخد و بار هم در انتهای تمام این تلاش ها ظاهرشان را دوست نداشته باشند برایم دردناک است و اینکه در نهایت هیچکس به فکری که سالها خوابیده و گردگیری نشده است نیم نگاهی هم نمی اندازند مثل زخمی روی تنم درد میکند!

راستش تصمیم گرفتم نه تنها خود را با همین شمایل فعلی با تمام نقص هایش دوست داشته باشم بلکه نه برای اثبات تواناییم به دنیا و مردان بلکه فقط برای لذت بردن از توانایی های وافری که در وجودم هست بیشتر از قبل تلاش کنم. نه لطافت و زنانگی روحم را در این راستا بکشم و خاک کنم و نه برای حفظ این لطافت و زنانگی از انجام کارهای علمی و سخت سرباز بزنم که میتوانم هر دو را درکنار هم داشته باشم.

من توانمندم با داشتن توانایی های فیزیکی و روحی زیاد.

کاش این باور در ذهن تک تک زنان و مردان جامعه ام نقش ببندد...

در انتها برای بار چندم توصیه میکنم ورای جنسیتتان کتاب بررسی از مرجع اتاقی طبق کپی رایت از آن خود ویرجینیا وولف را بخوانید و در جملاتش تفکر کنید.باشد که زنان جامعه ی من بتوانند اتاقی از آن خود و ماهی پانصد پوند از آن خود داشته باشند:)

برچسب: نویسنده: علی اکبری تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 23:14

صفحه بندی