اینکه هر دستگاهی که به کارخانه ای اضافه میشود دقیقا چند کارگر را از کار بیکار میکند؟
اینکه هر سایتی که به کار می افتد شرکت ها را از حضور چند کارمند بی نیاز میکند؟
چه شغل هایی در این سالها از بین رفته اند و ماشین ها،سایت ها،اپلیکیشن ها جایگزین آنها شده اند؟
آخرین باری که برای جابه جایی پولی از کارتتان به کارت دیگربه بانک مراجعه کردید کی بوده است؟
آخرین باری که برای پرداخت قبضی یا خرید بلیط هواپیمایی از خانه خارج شده اید چطور؟
این روزها عجیب فکر میکنم که این جایگزینی ماشین با آدم روز اول برای تسهیل زندگی آمد برای اینکه وقت انسان ها کمتر در راه ها،برای انجام کارهای مکانیکی و... تلف شود اما خب کسی فکر نکرد این حجم از بیکاری زمانی که با رشد فرهنگ همزمان نباشد چه فاجعه ی انسانی ای به بار می اورد؟ میتواند با چه حجم از مشکلات اقتصادی روانی و جامعه شناختی همراه باشد؟
انسان هایی که نمیدانند با این حجم از وقتی که اضاف می آورند چه کار کنند و به کارهایی مشغول میشوند که عبث و بیهوده است؟ اینهمه افسردگی ناشی از نداشتن هدف و بطالت و گذران زندگی بدون داشتن دغدغه های متعالی میتواند نتیجه ی این افزایش شدید ماشینی شدن و داشتن وقت زیاد و کار کم باشد؟ و دلیلش همسو نبودن رشد دنیای دیجیتال و ماشین ها با رشد فرهنگ و تفکر و روح باشد؟
برچسب:
نویسنده: علی اکبری