رویاهایی که آدم یک روز صبح بلندشود و بسازد و برایش تلاش کند واقعا رویا هستند اما رویاهایی که از پله پله قدم برداشتن شروع میشود و هر پله خودش رویای پله قبلی بوده را میشود امید داشت که تحقق پیدا کند یا لااقل پله ها نزدیک تحقق پیدا کردن تمام شوند اما...امان از روزی که پله پله و لاکپشت وارانه بالا میروید ولی یکدفعه چون بقیه میگویند...نه راستش چون دلیل محکمی ندارید یا اصلا نمیدانید چرا ولییکدفعه دور برگردان میزنید برمیگردید و راه را از یک اتوبان دیگر ادامه میدهید که نه تنها موازی اتوبان رویاهایتان نیست و نزدیک هم نمیشود بلکه دور هم میشود و از آن بدتر تهش مشخص هم نیست...
امیدوارم اگر خواستم دور برگردان را دور بزنم تهش محکم با سر به دیوار و بیراهه نرسم...
کلافگی از روزهایم میچکد...
برچسبها:
حال این روزهای من
برچسب: دوربرگردان,دور,زدی,
نویسنده: علی اکبری
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 14:34