در فضای نیمه تاریک فیلم آدمهایی که بین سنت و مدرنیته گیر افتاده اند بین تعهد و دوست داشتن و دربند بودن حد و مرزها را گم کرده اند عین خیلی از خودم ما...ممکن است نه تنها شخصیت ها و دیالوگ ها برایتان آشنا باشد بلکه بعضی از آن ها از زبان خودتان خارج شده باشد عینا بدون هیچ کم و کاستی یا مخاطب بعضی از دیالوگ ها بوده باشید...
تعهد و دوست داشتن اذیت کردن و اذیت شدن در یک رابطه ی مدرن و جدید مثل یک رابطه ی قدیمی و سنتی که طی یک قرارداد 20 سال پیش نوشته شده(همان عقد ازدواج بین دو نفر) ارزش این را دارد که کنار هم باشیم؟؟؟؟
این سوالی است که دغدغه خیلی از آدمهای این روزهاست آدم های قدیمی ای که تعریفی از عشق نداشتند و حالا از جدیدی ها میشنوند و شک میکنند ویا آدم های دنیای امروزی که عشق را برای خودشان تعریف کرده اند و لا به لای عاشقانه هایی که گاهی بوی دوست داشتن هم نمیدهد مانده اند... گاهی حس میکنم پل بین سنت و مدرنیته آوار شده است روی سر آدم های این عصر....
یک کلام از دیوانه:فقط اگر جای ترانه علیدوستی باران کوثری رو میذاشتن آدم حس بهتری داشت همش حس میکردم ترانه است ولی داره ادای باران رو در میاره:))))
پ.ن1: برای پدر آقای صفویان نویسنده وبلاگ "گمشده در زمان" دعا کنیم با لبخند و سلامتی کامل به خانه برگردند
پ.ن2:روزهای پرکار زندگی را دوست دارم روزهایی که میدوم میدوم میدوم و فراموش میکنم تمام سوال های بی جوابی که مغزم را میخورند:)