
این انتهای ماه فروردین که بیمارستان شهر دانشگاهی بودیم قضیه از این قرار بود که زیاد در جمع های دوستانه بودیم،خوابگاه،دورهمی های بعد بیمارستان و...و یه چیزهایی دوباره بعد یکسال و خورده ای دور بودن از ا...
ادامه مطلب
اینجامترسک پستی نوشته از دنیای مجازی که واجبه بخونیمش هممون...فارغ از دوتا پست گذشته خودم اما بخونید این رو...دنیا یکدفعه با یه اتفاق کوچیک در انتهای روزی که تصورشم نمیکنیم جوری ورق تفکراتمون رو برمیگردونه که خودمونم حیرت زده میمونیم دیوانه نوشت1: یه سری حملات مغزی رو حس میکنم که اصلا نمیدونم کلینیکال و بالینی هست یا نه تحت تاثیر شرایط محیطیه هورمونیه نمیدونم واقعا چیه و ماهیتش از کجاست فقط میدونم خیلی خیلی داره اذیت میکنه عین اینه که چند نفر به مغزم حمله میکنند و من باید با تحمل صبر کنم که خودشون آروم شن. برچسبها: دیگران نوشت, حال این روزهای من...
ادامه مطلب
حس میکنم بعد از ۲۳ سال زندگی در این فرهنگ با این باورها و رسوباتی که در من نهادینه شده است باید به یک فرهنگ جدید کوچ کنم. احساس نیاز میکنم به زندگی در بین مردمی با فرهنگ متفاوتی از آنچه تاکنون در آن زیسته ام... این پست به محض وصال من و لپ تاپم ادامه پیدا خواهد کرد:) ...
ادامه مطلب